تبليغاتX
خرداد نو

خرداد نو

شماره ی چهارم-7 دی 87

ردپای پررنگ میرحسین موسوی بر بوم سیاست ایران

 سرمایه-کامبیز سلطانین

میرحسین موسوی در یک نگاه همچون کفتر جلدی است که از بام هنر برمی خیزد، در آسمان مسگران سیاسی چرخی می زند و سرانجام بر بامی که از آن برخاسته برمی گردد. چنانچه گویی انقلاب 1357 و فضای پرشور و التهاب آن دوره صرفاً در حکم تندبادی بود که این دانه چین عالم مثال و اشراق را مدتی به عالم سیاست کشاند اما او که دل سپرده نور و سایه بود پس از سپری شدن تندباد انقلاب و حتی تجربه موفق مسوولیت هایی چون
نخست وزیری، وزارت امور خارجه، ریاست دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام از این بام پرکشید و در بام هنر، کنج عزلت اختیار کرد و از آنچه بر او گذشت تقریباً هیچ نگفت به طوری که طی 20 سال اخیر (از سال 1368 تاکنون) تنها سه بار در محافل عمومی سخنرانی کرده است: اولین آن در زمان دولت هاشمی رفسنجانی و به مناسبت گرامیداشت یاد شهید رجایی، دومین بار در دوره دولت خاتمی به یاد آیت الله فخیمی و واپسین بار نیز در زمان دولت فعلی و در تیرماه سال گذشته بود که با موضوع «رمز ضرورت بازگشت به اندیشه های شهید بهشتی» صورت گرفت که به اعتقاد ناظران سیاسی صریح ترین انتقاد او از وضع موجود طی 20 سال اخیر محسوب شد. مهندس موسوی اما در این مراسم نیز سخنان خود را با تشریح آثار یک نقاش آغاز کرد و شیوه کار آن نقاش را به شرایط کلی جامعه امروز ایران تبیین داد و گفت: «یک نقاش برجسته فرنگی که در دو، سه دهه اخیر در فضای هنری غرب بسیار تاثیرگذار بوده یکسری نقاشی دارد که از شخصیت های مختلف به تصویر کشیده است. این نقاشی ها البته به این صورت است که تصویری از یک شخصیت می گیرد یا انتخاب می کند. این تصویر در متن یک حادثه و اتفاق است که به خوبی واقعیت و اهمیت و رابطه آن شخص در محیط سیاسی- اجتماعی را به نمایش می گذارد، بعد این نقاش می آید از این تصویر اصلی با یک فیلتر یک کپی برمی دارد سپس از آن کپی، کپی های دیگری گرفته می شود و مثلاً به 10 یا 20 کپی که رسید آنها را در کنار هم قرار می  دهد و در نهایت وقتی شما این تصاویر را در مجموع کنار هم قرار می دهید نشان دهنده این مساله است که تصویر آخری از تصویر واقعی عکس اولیه به کلی فاصله گرفته است و فضای واقعی آن عکس اصلی است.» موسوی افزود: «به قول امروزی ها یک شکل هنری که هیچ ربطی به واقعیت بیرونی ندارد، در واقع هیچ رابطه ای با واقعیت امروزی در جامعه ندارد. این نقاش برای اینکه به خوبی هدف خودش را نشان دهد در مورد چند چهره این موضوع را امتحان کرده است. همچنین او در مورد اشیایی که مورد معامله و تجارت نیز قرار می گیرند این سبک را اجرا کرده است.»
نخست وزیر پیشین با بیان این مطلب که بعضاً از یک جعبه بیسکویت یک عکس کامپیوتری گرفته و به صورتی که گفته شد از آن کپی تهیه شده و در کنار هم قرار داده شد، ادامه می دهد: «این مجموعه عکس تبدیل به یک نقاشی شده که با تغییر نشانه های هنری و زیباشناسی ارتباط برقرار می کند ولی دیگر ارتباطی به غذا و ایجاد فضایی برای انسان که راهنمایی برای استفاده از این مواد غذایی باشد یا مشخصات این کالا را معرفی کند، ندارد.»
وی در نهایت نتیجه گیری کرد: «آن چیزی که ما در رابطه با شخصیت های تاریخی و موثر و همچنین شخصیت های سیاسی و موثر در ابتدای انقلاب اسلامی داشتیم، بی شباهت به تمثیلی که نقاش مورد اشاره دارد، نیست. من فکر می کردم در رابطه با بزرگداشت هفتم تیر و شخصیت بزرگوار آن حادثه یعنی شهید بهشتی، تصویری که ما مثلاً از سال 1361 در بزرگداشت ایشان داشتیم، تاکنون سال به سال فرق کرده است. به نظر می رسد فهم چهره های درخشانی چون شهید بهشتی به علت فاصله گرفتن نظام ارزشی جدید از آنها و پیشداوری هایی که به دنبال این فضاهای جدید ارزشی وجود دارد، واقعاً دشوار شده است لذا اندیشیدن به این مساله مهم است. این سرنوشت غلط نه ربطی به چهره شهید بهشتی دارد و نه به قانون اساسی مربوط می شود. «مهندس خاموش اما علاوه بر سه سخنرانی عمومی در این سال ها، دو امتناع و سه تعریض نیز در کارنامه سیاسی خود دارد: نخستین امتناع در سال 1376 و به زمانی برمی گردد که «علی اکبر محتشمی پور»، «بهزاد نبوی» و «موسوی خوئینی ها» برای متقاعد کردن او به پذیرش نامزدی انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم در مقابل «علی اکبر ناطق نوری» وزیر معترض کابینه موسوی راهی خانه او شدند. در راستای تحقق این هدف در آن زمان شورای هماهنگی گروه های خط امام که متشکل از هفت گروه تحت عناوین انجمن های اسلامی معلمان، مهندسین، مدرسین و جامعه پزشکی، دفتر تحکیم وحدت، اقلیت مجلس پنجم و سازمان مجاهدین انقلاب بودند از اوایل تابستان سال 1375 دیدارهایی با موسوی داشتند. در پی این دیدارها اما به طور ناگهانی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) پیامی از سوی موسوی مبنی بر انصراف از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری مخابره کرد که پیش از سفر ناگهانی خود تقریر کرده بود و بدین ترتیب تمامی جوانان چپ گرای دیروز در میان بهت و شگفتی ماندند.
با این حال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 1384 چشم یاران دیروز این نقاش خلوت گزین یک بار دیگر به او دوخته شد تا حکایت مغازله انتخاباتی دور هفتم تکرار شود. گرچه اصلاح طلبان به علت نبود گزینه خاتمی این بار با شدت و حدت بیشتری آغاز به رایزنی با موسوی پرداختند تا آنجا که در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری کمیته ای با حضور برخی چهره های شاخص و تاثیرگذار حزب مشارکت و نیز یک عضو ارشد حزب کارگزاران تشکیل شد که پس از مباحثات فراوان بر سر مصداق انتخاباتی، بزرگان کارگزاران و مشارکت درخصوص موسوی به توافق نسبی رسیدند. با وجود مجموعه این اقدامات برای مجاب کردن موسوی برای شرکت در انتخابات، او در پاسخ دو پیش شرط را پیش پای اصلاح طلبان گذاشت که به اعتقاد ناظران سیاسی به وقوع پیوستن آنها خارج از حیطه امکان بود چرا که پیش بینی می کردند تحقق آن دو شرط به نوعی به مفهوم مخالفت با دو اصل 110 و 175 قانون اساسی تلقی شود. در هر حال نخستین شرط موسوی داشتن اختیار کامل نیروی انتظامی بود و شرط دیگر او اختصاص یک شبکه رادیویی و تلویزیونی به دولت بود، بدین ترتیب کمال الملک عرصه سیاست یک بار دیگر کسانی را که به او امیدها بسته بودند، ناامید کرد البته در خصوص شروط موسوی که به نوعی به عنوان طفره رفتن وی از درخواست اصلاح طلبان تلقی شد در محافل سیاسی و رسانه ای کشور دو روایت وجود دارد؛ به روایتی افراد حاضر در کمیته تشکیل شده در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری که شرح آن پیش از این نوشته شد از انگیزه کافی برای ترغیب موسوی برخوردار نبودند چرا که هر یک از آنها چهره معینی را برای نامزدی از پیش فرض کرده بودند بنابراین رایزنی های آنها با موسوی بیشتر جنبه صوری و ظاهری داشت تا باطنی و عینی، بنابراین موسوی نیز با علم به این مساله دو شرط تقریباً غیرممکن را پیش پای آنها گذاشت.
روایت دیگری که نقل می شود
اینگونه است که بخشی از اعضای حزب مشارکت در آن زمان بر این باور بودند که طرح نام میرحسین موسوی اقدامی برنامه ریزی شده از سوی کارگزاران است که با اطمینان از عدم تمایل موسوی برای بازگشت به عالم سیاست قصد دارند تا پس از اجماع ملی حول شخص وی احتمالاً هاشمی رفسنجانی را به جای موسوی جایگزین و مطرح کنند تا بدین ترتیب آرای موسوی را به سمت صندوق های رای رفسنجانی جهت دهی کنند. با این حال طرفداران نامزدی «مصطفی معین» در حزب مشارکت برای به هم نخوردن یکپارچگی جبهه اصلاحات و نیز به علت احساس احترامی که در قبال موسوی داشتند با هماهنگی شخص معین تا مشخص شدن تکلیف نامزدی موسوی از اعلام نامزدی او پرهیز کردند.
به هر حال نتیجه تمامی این روایت ها این بود که آقای نخست وزیر در تعریفی که پس از استنکاف از حضور در انتخابات خطاب به مردم داشت، اگرچه از «تامل و تعمق» خود تا واپسین لحظات خبر داد اما «عدم برخورداری از ابزار و امکانات لازم جهت ادای وظایف ریاست جمهوری» و «مشکلات و پیچیدگی ها»را دلیل اصلی خود بر این مساله عنوان کرد.موسوی در این بیانیه از مردم به دلیل عدم حضور خود عذرخواهی کرد و این امر را ناشی از «عافیت طلبی» ندانست و تاکید کرد در صورت احساس وظیفه، «زهر و عسل» را نمی شناسد. یکی دیگر از تعریف های موسوی در این سال ها در بهار 1379 و یک ماه پس از پاییز مطبوعات اصلاح طلبان بود که به توقیف فله ای مطبوعات موسوم است.

موسوی در آیینه آثارش

اگرچه موسوی سیاستمداری مردمی (به مفهوم سوسیالیستی و نه پوپولیستی آن) بود اما در تابلوهای نقاشی وی
نه تنها هیچ دلیلی برای عامه پسند بودن آنها دریافت نمی شود بلکه می توان گفت وی قصد ندارد در تابلوهای خود به بازنمایی واقعیات هستی همت گمارد و به عبارت دیگر او با آفرینش آثاری آبستره که به طور آگاهانه ای از نزدیک شدن به مرز واقعیت های محیط خارج سرباز می زند، او مخاطبان خود را به میهمانی انتزاع های مطلق می برد. گویی با نقوشی که از درخت، بوته ها و گل ها ارائه می کند در تلاش برای نمایاندن وجوه دیگری از رازهای هستی است در عین حال که این آثار از سادگی ایجاز و شور شاعرانه ویژه ای برخوردار هستند که در میان آثار نقاشان معاصر ایران مثال زدنی است.
حسین خسروجردی درباره آخرین نمایشگاه آثار موسوی که سال گذشته در موسسه فرهنگی هنری صبا برگزار شد، می گوید: «موسوی در نمایشگاه اخیر خود از دنیای پیچیده و کلیشه ای روشنفکری که معمولاً غبارش در کار اکثریت هنرمندان امروز دیده می شود، دور شده است و به همین خاطر کارهایش بسیار ناب و بی پیرایه هستند. نکاتی که از یک هنرمند، موجودی فنی و تکنیکی می سازد و جذابیت های جوهری کارش را به خطر می اندازد، در این آثار نیست. موسوی از آنها فاصله گرفته و به شکل ناب تر و تطهیرشده تری آن حریت و آزادگی ای که هنرمند برای پرداختن به جهان پنهان خود لازم دارد را شناخته است. او به دنبال اصالت فردی می گردد و جهان دست نخورده و پاک میرحسین موسوی که در طول این سال ها از آن مراقبت می کرده در این کارها جلوه گر شده، یعنی سلامت روانی اش در این کارها تبلور پیدا کرده است.» خسروجردی که در طول این سال ها به طور مداوم آثار موسوی را به عنوان یک نقاش و هنرمند دنبال کرده در توصیف وجوه دیگری از تابلوهای نقاشی موسوی می افزاید: «در آثار موسوی نوعی نقاشی شسته رفته، پالایش شده و مینی مال وجود دارد که می توان آن را شناخت و از آن تاثیر گرفت. هر نقاش شیوه خاص خود را دارد که به یکی از مکاتب متصل است. بخش زیادی از کارهای او آبستره است و نوع فیگوراتیوی هم که در آثارش دیده می شود، بسیار پالایش شده، شاعرانه و متین هستند.»
اگرچه به نظر می رسد موسوی در ارتباط با فرهنگستان هنر (که از سال 1375 تاکنون ریاست آن را برعهده گرفته است) نیز از ظاهر شدن به طور مستقیم و برخورد با اصحاب رسانه پرهیز می کند اما به تایید اکثریت قریب به اتفاق هنرمندان، نقش میرحسین موسوی در قدرتمند شدن فرهنگستان هنر به اندازه ای است که در طول سال های اخیر این نهاد حتی از مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز فعالیت بیشتر و گسترده تری را انجام داده است. با این حال حضور موسوی در بیشتر رویدادهای انجام شده صرفاً در مقام یک هنرمند رقم خورده است که حکایت از مناعت طبع او دارد. گرچه می تواند به این عنوان نیز تلقی شود که او بیشتر ترجیح می دهد دوران بازنشستگی زودرس خود را با نام یک نقاش یا معمار سپری کند و نه حتی یک مدیر فرهنگی اما ورودهای گاه و بی گاه به عالم سیاست به این شائبه نیز دامن می زند که فعالیت های هنری او صرفاً در حد یک تفنن و برای پالایش سختی های ذهن سیاسی اش است
تا زمان موعود.
سابقه فعالیت های هنری موسوی
به پیش از دهه 1340 و به زمانی برمی گردد که او در رشته معماری و شهرسازی با درجه فوق لیسانس در سال 1348 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) فارغ التحصیل شد. طرح و اجرای اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان نخستین فعالیت او در حوزه معماری بود که در محله هزار جریب اصفهان ساخته شد. برای ساخت این بنا از بتون بهره زیاد برده اما همه جا با آجر ایرانی پوشانده شده و به عبارت دیگر اندیشه باغ ایرانی با بهره گیری از جوی های آب در سراسر محوطه با ساختمان های متعدد جریان دارد. کامران عدل (عکاس سازه های معماری) دراین باره می گوید: «موسوی در آثار خود بدون شک از مولفه های معماری سنتی ایران چون آجر، حوض ایرانی و گل نو بهره می گیرد و در میان تمام اینها باغ ایرانی جایگاه خاصی دارد. مثلاً در ساختمان آب و فاضلاب اصفهان، جوی های آب، مانند راه های ارتباطی عمل می کنند. درست همانند نقشی که جوی آب در باغ فین کاشان دارد با این وجود حاصل کار یک معماری سنتی صرف نیست.
او در آثاری که بنا می کند از آجر و بتون به شکل توامان بهره می گیرد یا می توان همراهی آجر و تیرآهن قرمز را به خوبی در آنها مشاهده کرد که هر کدام از اینها در معماری فلسفه خاص خود را دارند اما آنچه بدیهی است اینکه نمی توان چنین اثری را یک بنای سنتی قلمداد کرد. کانون توحید، مجموعه فرهنگی هنری صبا، بقعه شهدای هفتم تیر، مسجد سلمان فارسی در خیابان پاستور تهران، دانشکده شاهد و مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر آثار این نخست وزیر خیالپرداز است. همچنین بازسازی موزه هنرهای معاصر فلسطین را هم وی بر عهده داشت. سیدمحمد بهشتی (یکی از استادان معماری) درخصوص هنرمعماری موسوی می گوید: «راهی که موسوی با کارهای خود باز کرده به اندازه وی گسترده است که نمی توان این انتظار را داشت که او به تنهایی بتواند آن را به سرانجام برساند. انگار این روش جواهری است که باید تراش بخورد و به یک سکینه ای برسد چون تاکنون تنها در هفت کار تجربه شده است و این کفایت نمی کند. موسوی همواره تلاش می کند تا پیوندی را میان حال و گذشته ایجاد کند. به هر حال اگر مهندس موسوی آن دوره اجرایی را در بالاترین پست سیاسی کشور در دست نمی گرفت اکنون پرونده هنری اش بسیار متفاوت بود و شاید این جواهری که هم اکنون وجود دارد تراش بیشتری خورده بود.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 19:28  توسط مسعود میرزایی  | 

دو همسر شهید:خاتمی بیاید و میرحسین را نیز به دولت خود بیاورد

دو همسر شهید طی نظرات جداگانه ای ضمن حمایت از کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی، از او خواستند که میر حسین موسوی را در دولت خود به میدان بیاورد.

به گزارش پایگاه خبری یاری، یک همسر شهید که نظر موافق خود را درباره کاندیداتوری سید محمد خاتمی در سایت یاری(www.yaari.ir) ثبت کرده است خطاب به خاتمی نوشته است:«من همسریک شهید هستم از تمام خانواده های شهدا و ایثارگران می خواهم اگر آقای خاتمی یا میرحسین موسوی خودشان را برای ریاست جمهوری دوره دهم کاندیدا کردند، حتما با این ها رای دهید. زیرا این دو نفر ثابت کردند که حسن نیت دارند و دنبال مقام وپست نیستند. (مطمین باشید این دو نفر همزمان کاندیدا نمی شوند بلکه یکی به نفع دیگری کنار می رود). از جناب آقای کروبی هم که زحمات زیادی را در بنیاد شهید کشیدند و همه اش خالصانه بود کمال تشکر را می نمایم. از ایشان هم می خواهم که دست آقای خاتمی را بگیرند تا اصول گرایان قدرت طلب [...] رای نیاورند. من می دانم که آقای کروبی به دنبال نجات ملت از این وضعیت نابسامان است.»

همچنین همسر یکی از شهیدان کربلای پنج نیز که در سایت یاری نظر موافق خود درباره کاندیداتوری سید محمد خاتمی را ثبت کرده است، خطاب به رئیس جمهوری سابق کشورمان نوشته است:«برادر دانشمند سید محمد خاتمی، اصلا دوست ندارم که وارد انتخابات شوی زیرا می دانم که و ضعیت کشور بسیار آشفته است. که کار را برای نفر بعدی بسیار بسیار دشوار کرده است. اما چه کنیم که ما به حضور شما نیاز داریم و از طرفی نیز می ترسیم که در انتخابات تقلب شود. یادمان نمی رود که پارس جنوبی و عسلویه ، بنای صندوق ذخیره ارزی، افزایش حقوق معلمان، باز شدن فضای سیاسی، گفتگوی تمدن ها و بسیاری از کارهای خوب دیگر در کشور در دوران شما انجام گرفت. و این را هم می دانیم که 4 سال اول به شما اجازه کار ندادند و تنها کار شکنی کردند و خود را فریب دادند. الان همان ها از کرده خودشان پشیمان هستند. آنان از اندیشه بلندت خبر نداشنتد و فریب برخی را خوردند. زیرا همانها خودشان باهم به دشمنی برخواسته اند. اگر وارد میدان شوی حتما حمایتت می کنیم . میر حسین موسوی را در دولت خودت به میدان بیاور شما یاران دیرین شهید بهشتی هستید و اندیشه ات به اندیشه امام خمینی بسیار نزدیک است. و میر حسین هم همیشه مورد تایید امام و امت بوده اند و هستند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 17:18  توسط مژده آزادی  | 

اگر خاتمی رییس جمهور نشود ! چه شود؟!!!

چرا دوست ندارند خاتمی بیاید؟

شرایط کشور به گونه ای پیش میرود که تقریبا هر انسان عاقل و بیطرفی میتواند نتایج انتخابات ۲۲خرداد را پیش بینی کند و نگران شگفتی های ایرانی حداقل در این دوره انتخابات نباشد . تقریبا مبرهن است که اگر خاتمی نیاید احمدی نژاد واگر خاتمی بیاید ،خاتمی رییس جمهور خواهد شد و نه هیچ کس دیگر با هر اجماع و ائتلافی ! 

قدر نمایی این دو در این روزها سبب شده سایر افرادی که خود را در قامت رییس جمهور می بینند  به حاشیه و سکوت رانده شوند. استقبال مردم رشت آن هم در فاصله کمتر از یک سال از فاجعه زمستان سال پیش در شمال کشور ، از رییس جمهور آنقدر زیاد و پرهیجان بود که گویی مردم رشت ایده آل ترین شرایط زندگی خود را میگذرانند و آمده اند تا از فردی که این شرایط را برای آنها فراهم آورده قدردانی کنند .(هرچند عده ای یکی از دلایل استقبال از رییس جمهور را به کمک میلیاردی و بلا عوض دولت به تیم ملوان میدانند، اما ملوان را چه به رشت). از طرفی حضور سیاست مداران و دین پژوهان برجسته در اجلاس گفتگوی تمدن ها در تهران آن هم در شرایط کنونی که کشور به علت ضعف دیپلماسی خارجی در ضعیف ترین شرایط صد سال اخیر قرار از نظر بین المللی قرار د ارد و روزی نیست که بر علیه ایران جامعه جهانی قانونی تصویب نکند ، نشان داد خاتمی قدرت و توانایی بالائی در نقش آفرینی در سطح فراتر از کشور قرار دارد ،کشوری که مردم آن  نسل به نسل با هم تفاوت دارند .

نسلی که انقلاب کرد و جنگید ـنسلی که دوم خرداد را سبب شد ـنسلی که در انتخابات سال ۸۰ برای اولین بار رای داد و خاتمی را تثبیت کرد و نتایج آن را هم در طی چهار سال چشید و نسلی که شبیه ۳ نسل گذشته خود نیست ، نسلی که بین معین و قالیباف و احمدی نژاد فرق چندانی نمیبیند و اگر در دور اول به  قالیباف و معین  رای داد  رای آنها در سوم تیر به احمدی نژاد بود به دلیل آنکه اولا شبیه به رقیب خود نبود آن هم رقیبی که دائما در حال نقد شدن  بود ثانیا او را نمیشناختند مثل اوباما که یکی از دلایل برتری نسبی او نسبت به رقیب  مشهور ش ناشناس بودن اوست.این نسل امروز میخواهد لذت رای به خاتمی را تجربه کند این را میشود در کوچه، خیابان، وبلاگ ها و... مشاهده کرد.  نسلی که روزی خاتمی را خاتمی کردند آنقدر تغییر یافته اندکه  امروز فرق میان خاتمی و احمدی نژاد را متوجه نمیباشند . روزی میخواهند رد شوند از رویش به جرم کند روی و روزی از نوری سخن به میان می آورند و روزی دیگر شیخ مهدی کروبی را ایده آل خود میدانند . روزنامه نگار سمبل این نسل که روزگاری کرباسچی را که مردم به او لقب قهرمان داده بودند را بر نمیتابید و یاد آوری میکرد گه قهرمانان از میان توده ها معرفی میشوند و از کارگزاران نیست و نقشی در حاکمیت ندارد و لقب قهرمان جامه گشادی است که مردم بر تن او بافته اند و اگر حرفی دارد باید دیگر کارگزارانی  نباشد(عصر آزادگان۱۳ دی ماه ۷۸  به نقل مضمون). حال خود آنقدر کارگزارنی شده که همسشه یک رسانه در اختیار دارد و رایزنی را بلد بودن را از ویژگی های شیخ مهدی کروبی میداند. کروبی تر از کروبی بودن برای خود کروبی هم جای سوال دارد

مگر خاتمی با قدرت است؟ مگر خاتمی از این قدرت سهم دارد ؟حتی به اندازه یک حزی سیاسی یا یک رسانه ؟مگر خاتمی برای خوشایند قدرت مانن بعضی ها از تند روی نالیده است ؟ مگر نه اینکه به گفته نجفی خروجی هر سازو کاری برای انتخاب یک شخص واحد برای اصلاح طلبان خاتمی است ، پس این همه نقد منفی که  نشانگرتخریب است نشانه چیست؟ آیا باید خاتمی آنروزی که اکبر گنجی و عباس عبدی برای قانون و خطوط قرمز آن ارزشی قائل نبودند قانون را زیر پا میگذاشت و از حاکمیت خارج میشد یامقالات گنجی را تایید مینمود ؟آن موقع خاتمی خوب بود و الان بد است و امتحانش را خوب پس نداده ؟ براستی آیا برای ارایه برنامه کمی زود نیست حال آنکه هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته است .

خاتمی اگر  بخواهد بیاید می آید و با یک مقاله یا ناراحتی دوستانتان تند رو خود میدان را خالی نمیگذارد برای خاتمی نظر افرادی مثل موسوی خویینی ها ، مجید انصاری ،میرحسین موسوی، آیت الله طاهری  آیت الله موسوی اردبیلی ،میردامادی ،بهزاد نبوی و روزنامه نگاران مستقل و از همه مهمتر مردم برای او ارجحیت بیشتری دارد . خاتمی اگر بخواهد بیاید نه به خاطر روشنفکر نمایان که به خاطر کشور و نظامی که دوست دارد می آید ،خاتمی اگر بخواهد بیاید به خاطر مردمی می آید که انقلاب کردند جنگیدند و هشت سال از اصلاحات او حمایت کردند نه به خاطر دوستانی که در هشت سال هزینه های زیادی به او تحمیل کردند . خاتمی آنقدر بزرگ است و تجربه دارد که اگر تشخیص دهد با سازو کار فعلی نمیتواند جوابگوی نیازهای کشور اسلامی نمی آید .

و خدا میداند اگر خاتمی نیاید و رییس جمهور نشود !  چه شود!؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:42  توسط مسعود میرزایی  | 

خاتمي بيا اما نه با آن همه سخاوت

خاتمي بيا اما نه با آن همه سخاوت

حسین زمان، در نامه ای خطاب به سید محمد خاتمی ضمن دعوت از او برای کاندیداتوری، تصریح کرد:«خاتمي دوست دارم كه بيايي اين را از ته دل ميگويم اما ميخواهم كه با قدرت بيايي ، با صلابت بيايي و كوبنده بيايي نه نميگويم كه مانند مخالفينت چماق در كف و عربده جويان بيايي كه اصلا در قاموس تو نميگنجد ولي ميخواهم كه با اقتدار بيايي و بيش از گذشته خار چشم مرتجعين فرصت طلب باشي.»

خاتمي عزيز من صبر و سكوتت را را همواره مي ستودم اما تا آنجا كه مخالف را بر سر عقل مي آورد نه تا حدي كه دوستان را نا اميد ميكرد . صبر پر معنايت را و سكوت پر خشمت را دوست دارم اگرميتواني آنگونه صبوري كني و سكوت اختيار كني بيا در غير اينصورت نه ، نميخواهم كه بيايي . نميخواهم بيايي و بجاي مخالف بر من تندي كني كه من تحمل آن را ندارم . ميدانم كه با شعار زنده باد مخالف من وارد ميدان شدي كه چه شعار جوانمردانه اي بود اما سيد عزيز اگر ميخواهي بيش از آنكه به فكر دوستانت باشي به فكر مخالفينت باشي نيا كه ديگر تحمل آن همه سخاوت را نداريم ....
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 21:24  توسط مژده آزادی  | 

كارگزاران :قطعاً خاتمي

حسين مرعشي: كارگزاران در انتخابات قطعاً از آقاي خاتمي حمايت مي‌كند براساس مصوبه شوراي مرکزي حزب، ما به صورت ائتلافي در انتخابات شرکت خواهيم کرد و در صورت حضور خاتمي قطعاً از ايشان حمايت مي‌‏کنيم؛ البته ممکن است هر فردي، گرايشاتي داشته باشد اما موضع رسمي حزب همين است که من گفتم. سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي گفت: تفاوت ديدگاه ما با گروه‌‏هايي مانند مشارکت، سازمان مجاهدين و تا حدودي مجمع روحانيون مبارز اين بود که آنها حضور در انتخابات را منوط به حضور آقاي خاتمي کرده بودند و يا دوستان اعتمادملي هم از زاويه کروبي به انتخابات نگاه مي‌‏کنند ولي کارگزاران حضور يا عدم حضور بزرگاني چون خاتمي و کروبي را اصل بر يک فرع مي‌‏داند.

حسين مرعشي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌که حزب کارگزاران در نهايت از چه فردي در انتخابات رياست جمهوري دهم حمايت خواهد کرد، اظهار داشت: براساس مصوبه شوراي مرکزي حزب، ما به صورت ائتلافي در انتخابات شرکت خواهيم کرد و در صورت حضور خاتمي از ايشان حمايت مي‌‏کنيم؛ البته ممکن است هر فردي، گرايشاتي داشته باشد اما موضع رسمي حزب همين است که من گفتم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 17:47  توسط مژده آزادی  |